روستای بازگر
اجتماعی و فرهنگی
بسم الله الرحمن الرحيم چرا بعضیها میلی به موفقیت دیگران ندارند . شیشه بشکستن نباشد افتخار سنگ سخت سنگ اگر مرد باشد جای شیشه سندان بشکند هرچند بنده درکامنتهای گذ شته انتقاداتی داشتم ودارم ولی این به معنای زیرسؤال بردن کلیت سایت نیست وبه نظرمن قرار نیست از یک سایت روستای انتظار معجزه داشت وبخشهای موفق سایت را نادیده گرفت نوشتن دوستان اهل قلم چه به مذاق خوش بیاید یانه کار مقدسی هست که قابل تقدیر است . اری کسانی هستند که به منظور بی اعتبارکردن دیگران از عامل تمسخر بهره می گیرند وبرای مجلس ارایی وخنداندن حاضران از ابرو وحیثیت دیگران مایه میگذارند واز این راه حس خود پسندی وانتقام جویی خویش را اشباع میکنند وحداقل با ابروی دیگران خوانندگان ودوستان خودرا راضی می سازند. ضد روشن فکری یعنی به نوعی طرف داری از جهالت واین همان چیز مضحک است ونمیدانم کجای جهالت برای بعضیها از قبیل وبسایت براهک افتخاراست که زیر پرچمش سینه میزنند این تعریف براهک است از ضد پیش روی و تقدم. مرز بسیارنزدیکی بین تخریب وانتقاد است آن مرز به باریکی مویی است وشروع آن از انگیزه طرف آغاز میشود یعنی کسی که تخریب می کند تا کسی که انتقاد می کند باید دید انگیزه اش چیست؟ اگر انگیزه همکاری باشد تخریب نیست اما اگر انگیزه برای برهم زدن امورباشد تخریب است ودر واقع درشت نمای کردن است زیرا کسی که قصد انتقاددارد درشت نمای نمیکند بلکه واقعیت را بدون درشت نمای بیان می کند همچنین بهتر است در کنار انتقاد اگر محاسنی دارد آنرا هم بیان کند . همچنین با در نظر گرفتن این موارد بهتر می تواند فهمید که چه کسی نقد می کند وچه کسی تخریب ...ای براهک............. مدتهای پیش رفیقی داشتم که عادت جالب ومزخرفی داشت. همیشه وقتی وارد یک جمع دوستانه میشد موقعیت را می سنجید اگرجمع فضای خوش وخرمی داشت ایشان خودش را می گرفت وضدحال میزد واگر می پرسیدی چه شده است میگفت حوصله ندارد. واگر جمع فضا گرفته وناخوشی داشت عالی جناب خوشحال می شد وزرت وزرت جوک میگفت وشوخی ها ومسخره می گرد وکاملآ در مقابل, موقعیت وفضا میگرفت ..... خوانندگان گرامی میدانید این شخص کیست ؟ این مزخرف براهک است که خود را انالیزور وبلاگها میداند که خودرا نخود هر آشی کرده وخود را قهرمان سایتها می نامد از امروز من با این شخص قطع علاقه می نمایم وهیچ ارتباطی با او نخواهم داشت چون از دوستی بنده سوء استفاده نموده وبا شخصیت روستای بازگر بازی میکند که جای بسی تاسف است فقط باید خدمت دوستان برسانم که جواب ابلهان خاموشی است... بسم الله الرحمن الرحیم ای عاشقان ای عاشقان پیمانه را گم كرده ام غزل از مولانا با کمال تآسف وتآثر در گذشت ناگهانی مرحومه زوجة حسن کریمداد طاهری را به ایشان وبلآخص برادرانش علی وغلامرضا طاهری تسلیت عرض نموده واز باری تعالی طلب مغفرة ورحمة نموده خداوند به بازماندگانش صبر وسلوان عنایت بفرماید وخود را شریک غم واندوه میدانم. انا لله وانا الیه راجعون. بسم الله الرحمن الرحیم مهم نیست چند نفر را از خود خوشنود میکنی مهم آن است چه نوع افرادی را خوشنود می سازید . چو می بینی که نا بینا وچاه است اگرخاموش بنشینی گناه است نمی دانم چگونه وچطورشروع بنوشتن کنم وموضوع راچه نام بگذارم فقط تنهامیتوانم آنرا حقوق معتادان نام گذاری کنم شاید بعضی از خوانندگان این موضوع را مضحک وخنده دار به پندارند که معتادان هیچ حق وحقوقی ندارند که حق آنان را ادا کرد ولی متآسفانه نه .... این گروه فراموش شده وازقلم افتاده سایتهای بیابان زمین احتیاج مبرم به کمک معنوی و روانی دارند نجات یک معتاد نجات یک زندگی است این افت ومعضل یکی از مهمترین مشکلات اجتمای اقتصادی و بهداشتی است که عوارض ناشی ازآن تهدیدی جدی برای منطقه وروستاها محسوب شده وموجب رکود اجتماعی در زمینهای مختلف می گردد همچنین ویرانگریهای حاصل از ان زمین ساز سقوط بسیاری از ارزشها وهنجاریهای فرهنگی واخلاقی شده وبدین ترتیب سلامت جامعه رابطور جدی به مخاطره می اندازد. جامعه وفرهنگ ودولت ما باید به جای سرزنش اخلاقی معتادان وسرکوب آنها به ایجاد مراکز روان درمانی بهتر رشد فرهنگ وبرخورد سالم به اعتیاد بسان یک بحران وبیماری بپردازدباید خدمت دوستان برسانم که مجموعه ای ازجوانان بیابان با اراده پولادین وندامت وتجربه روزهای تلخ خودرا از این منجلاب نجات دادند وبا دایرکردن کلاسهای روان درمانی در روستاهای گروگ وکلنگی که قبل از هرچیز باید ازرئيس شورای کلنگی آقای حسن طاهری که از هیچ همکاری در این باره دریغ نداشته تشکر ویژه نمود وهمچنین از حمدالله طاهری زاده که مدیریت این کلاس ومسؤل اموزش روان درمانی معتادان که از تجربیات روزهای اعتیاد وچگونگی ترک آنرا بر عهده دارد والتماس دعا بروح پاک مرحوم لشکری اخلاقی که در روستای گروگ مشغول آموزش روان درمانی بود تا کلاسی را در روستای گز که بیشترین درصد اعتیاد را به خود دارد باز کند که افسوس در اثر یک سانحه رانندگی جان به جان تسلیم کرد وارزوهایش را به ماسپرد که امانتی پیش دوستان ورفیقانش باشد.... روحش شاد ویادش گرامی باد. وارزومندم کسانی که بوسیله دوستان ناباب ونابخرد به این مواد مهلک روی اورده والوده شده اند تا دیرنشده ازقدرت درونی واراده قوی ومتین خود استفاده کرده وهرچه سریعتر خود را به کلاسهای روان درمانی معرفی تا ازاین مهلکه نجات یابند که آنها ثروت حقیقی واینده سازان وشالوده واساس پیش رفت روستاهای خود می باشند ...... ما چه وظیفه ای داریم؟ نجات یک معتاد نجات یک زندگی را شعار همگی قرار دهیم وآنهارا ترغیب وترهیب وتشویق نموده ومسؤلین یا شورای روستاها وامام جمعه ها نباید در برابر این مسؤلیت عظیم وسنگین شانه خالی کنند وباهمکاری مردم وجمع آوری کمکهای مالی توسط آنان افراد بی بضاعتی که غرق در این مرداب ومنجلاب هستند نجات پبدا کنند وامید وارانه به زندگی که حق همه انسانهاست برگردندوافراد مؤثری برای جامعه باشند تا نسلهای آینده از گذشته تلخ شان عبرت گرفته تا جامعه ای پاک وافرادی سالم داشته باشیم................. درپایان از مدیران همه سایتها خواهش دارم که یک روز را برای نجات این قشر فراموش شده اختصاص دهند منتظر پیامتهایتان هستم سلام ودرود به شما دوستان گرامی که سنگ تمام گذاشتید وبا پیامهای ارسالی بنده را خوشنود وباعث دلگرمی من در ادامه این راه شدید تا بتوانم این مسیر بی انتهارا در شبکه عنکبوتی ادامه دهم و از منتقدان که باحضور گرمشان موجب دلگرمی وتکاپو در زندگی شدم وتا تضاد افکار نباشد گفتگوها خاتمه وبحثها ادامه پیدا نخواهد کرد........... کاش میدانستیم در سحرگاه یک صبح بهار همچو خورشید جهانرا دیدن به تن خسته شب آب سحر پاشیدن ونذر ان شوکت باغ وگل وریحان دیدن سوسن ویاسمن وسنبل ونسرین دیدن چه صفائی دارد زندگی با همه وسعت خویش محفل ساکت غمخوردن نیست حاصلش تن به قضا دادن وپژمردن نیست زندگی جنبش وجاری شدن است زندگی کوشش وراهی شدن است از تماشاگه اغاز حیات تا به جای که خدا میداند . زندگی مانند رودخانه ای جاری است که میرود وپشت سرش نگاهی نمی اندازد هر مقدار که می رود بر نمی گردد وبه سن ما افزوده واز عمر ما کاسته می شود پس بیایم گل زیبا در زندگی بکاریم تا از بوی خوش آن دیگران بهرمند گردند وما نیز خاطره ویاد گاری برای بازماندگان بگذاریم زندگی مانند امانتی است به ما که باید با شناخت سفارشات حضرت حق وبرای بهتر زیستن تلاش نموده وآن را در قالب فایل اعمال به صاحب اصلی برگردانیم که سهم ما از آن عاقبت به خیری وجاودانه بودن جهان ابدی باشد . ما فقط برای خوردن وآشامیدن آفریده نشوده ایم بلکه از این آفرینش هدف والای بوده است . وتبارک الله احسن الخالقین بسم الله الرحمن الرحیم بوی خوش توهرکه زباد صبا شنید از یارآشنا سخن آشنا شنید شعارهایتان راعملی کنید دوستان وبلاگ نویس سلام وبا ابراز انچه محبت واحساسات که در کیانم می گذرد خدمت اصحاب قلم ونظردهندگان ومنتقدان که تارهای شبکه عنکبوتی را به هم پیوند میزنند. خواهش من از شما وبلاگ نویسان گیاوان این است بیایید باهم متحد وهمدل شویم وشعارهای مان را عملی کنیم آندوستانی که اصحاب دست نویشتهای خوش وخواننده پسند همچون استاد کبیر درک و استاد بزرگوار جناب گمنام عزیز وخواهر محترمه ملکه بیابان وغیره میتوانند مشکلات فرهنگی واجتماعی تا مقداری هم سیاسی را تجزیه وتحلیل وگرفتاریها را به وضوح تفسیر کنند باید همکاری بیشتر با سایتها داشته باشند واستاد ارجمند درک که علم سرشاری در دنیای مجازی دارند ارزومندم که همچون گذشته سایتها را صفا وخون تازه ای در عروق انان جاری کند که در یکی از سایتها به صراحتآ اعلام همکاری داشته که این کار بزرگ او ستودنی است بی صبرانه منتظر بحثهای زیبا ودلنشین وآموزنده آن سرورگرامی هستیم امیدوارم ناظره گری را کنار واستینها را بالا کشیده واین دنیای بی انتهای مجازی را از معلوما تتان سرشار سازید . وما تشنگان این آب زلال را که در رودخانه صداقت وصمیمیت جاری است سیر آب سازید... وبنده منتظر همکاریهای بیشتر شما در این مورد می باشم والله ولی التوفیق













دركنج ویران مانده ام ، خمخانه را گم كرده ام
هم در پی بالائیان ، هم من اسیر خاكیان
هم در پی همخانه ام ،هم خانه را گم كرده ام
آهم چو برافلاك شد اشكم روان بر خاك شد
آخر از اینجا نیستم ، كاشانه را گم كرده ام
درقالب این خاكیان عمری است سرگردان شدم
چون جان اسیرحبس شد ، جانانه را گم كرده ام
از حبس دنیا خسته ام چون مرغكی پر بسته ام
جانم از این تن سیر شد ، سامانه را گم كرده ام
در خواب دیدم بیدلی صد عاقل اندر پی روان
می خواند باخوداین غزل ، دیوانه را گم كرده ام
گر طالب راهی بیا ، ور در پی آهی برو
این گفت وبا خودمی سرود ،پروانه راگم كرده ام
چون نور پاك قدسی اش دیدم براو شیدا شدم
گفتم كه ای جانان جان دردانه را گم كرده ام
گفتا كه راه خانه ات را گر ز دل جویا شوی
چندین ننالی روز و شب فرقانه را گم كرده ام
این گفت وازمن دورشد چون موسی اندرطورشد
دل از غمش ویرانه شد ، ویرانه را گم كرده ام
در این خاک زرخیز ایران زمین..... نبودند جز مردمی پاک دین
| :قالبساز: :بهاربیست: |


